علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )
35
آيين حكمرانى ( فارسى )
ليك اينكه ولى امر شود نه . گفتم : عبد الرحمن بن عوف چه ؟ گفت : از نكو مردى نام بردى ، اما او انسانى سستبنياد است ، درحالىكه - اى ابن عباس - اين امر تنها كسى را سزد كه قدرتمند است و زور روا نمىدارد ، نرمش دارد و سستى نشان نمىدهد ، در خرج كردن سختگير است و ناخنخشكى نمىكند و گشاده دست است و زيادهروى ندارد . ابن عباس گويد : چون ابو لؤلؤ او را ضربت زد و طبيب از نجات جان وى نوميد شد و به او گفتند : وصيت كن ، كار حكومت را به شورا ميان شش تن واگذاشت و گفت : اين حكومت را به على و در برابر او زبير ، عثمان و در برابر او عبد الرحمن بن عوف ، و طلحه و در برابر او سعد بن ابى وقاص رضى اللّه عنه وامىگذارم . چون پس از درگذشت عمر رضى اللّه عنه شورا سامان يافت ، عبد الرحمن گفت : اختيار خود را به سه تن از ميان خويش واگذاريد . زبير گفت : من اختيار خويش را به على واگذاردم . طلحه گفت : من اختيار خويش را به عثمان واگذاشتم . سعد هم گفت : من تصميم خويش را به عبد الرحمن واگذاردم . بدينسان شورا از آن شش به اين سه تن بدل گشت و آن سه تن ديگر از شورا بيرون رفتند . پس عبد الرحمن گفت : كدامتان خود را از اين زمامدارى بر كنار مىدارد تا تصميم را به او واگذاريم و خداوند بر او گواه باشد كه بر صلاح امت دل خواهد سوزاند ؟ اما هيچ يك به او پاسخ ندادند . پس خود گفت : آيا انتخاب را به من وامىگذاريد تا من خود را از اين كار بيرون بدارم و خداوند بر من گواه باشد كه هيچ خيرخواهى و نصحى را دريغ نخواهم داشت ؟ آن دو تن ديگر گفتند : آرى . او گفت : پذيرفتم . بدين ترتيب آن شورا از شش تن به سه تن و از آن سه به دو تن بدل شد ؛ يعنى على و عثمان . آنگاه عبد الرحمن به ميان مردم رفت تا بداند مردم در اينباره بر چه نظرند . چون شب بر آنان سايه گسترد ، عبد الرحمن ، مسور بن مخرمه را فرا خواند و شريك خويش ساخت و سپس از آن دو تن بر اين پيمان ستاند كه با هر كدامشان بيعت شود به كتاب خدا و سنت پيامبر او عمل كند و اگر هم با ديگرى بيعت شود از او فرمان پذيرد و اطاعت كند . پس از آن با عثمان بن عفان بيعت كرد . بدينسان ، شورايى كه سزامندان عهدهدارى امامت عضو آن باشند و اجماع مردم بر آن انعقاد يافته باشد مبنا و مستندى شد براى انعقاد امامت به واسطهء وصايت و ولايتعهدى و نيز انعقاد بيعت به شمارى از كسانىكه امامت در يكى از آنان متعين است و به انتخاب از سوى اهل حل و عقد از ميان همين افراد تحقق مىپذيرد ، و از اين روى هيچ تفاوتى نمىكند كه آن